Der Jasager und der Neinsager PDF ↠ und der MOBI


10 thoughts on “Der Jasager und der Neinsager

  1. Ahmad Sharabiani Ahmad Sharabiani says:

    Der Jasager und der Neinsager = He Said Yes / He Said No, Bertolt Brecht
    Der Jasager (literally The Yes Sayer also translated as The Affirmer or He Said Yes). A teacher leads a hike in the mountains, among the hikers being a young boy whose mother is quite ill. One variant of the story holds that the expedition is a quest for medicine, while another holds that it is in fact a religious pilgrimage. During the expedition the boy falls ill as well. He is asked whether he should be abandoned by his fellow hikers, for which the customary and expected response is yes. In Der Neinsager, the boy answers no and suggests instead that a different custom should be introduced, 'the custom that one must think afresh in every new situation'.
    تاریخ نخستین خوانش: در سال 1975 میلادی
    عنوان: آنکه گفت آری و آنکه گفت نه و سه اثر دیگر؛ نویسنده: برتولت برشت؛ مترجم: مصطفی رحیمی؛ تهران، فرمند، 1348؛ در 80 ص؛ چاپ سوم: تهران، رز، 1351، در 84 ص؛ موضوع: نمایشنامه - نویسندگان آلمانی - سده 20 م
    آنکه گفت آری، و آنکه گفت نه، دو نمایشنامه ی کوتاه و آموزشی هستند. برشت نخست با الهام از نمایشنامه ای ژاپنی، به نام «تانیکو»، که نخست به زبان انگلیسی، و سپس به زبان آلمانی درآمده بود، نمایشنامه ای آموزشی، با عنوان «آنکه گفت آری» نوشتند. این نمايش که بصورت اپرا برای آموزشگاهها نگاشته شده بود، به سال 1930 میلادی در «موسسه ی آموزشی برلن»، و پس از آن، در دیگر آموزشگاههای شهرهای آلمان، به روی صحنه آمد. نمایشنامه، با نسخه ی ژاپنی آن، چندان تفاوتی نداشت، و پر از رمز و عرفان بود، موضوع: نوجوانی ژاپنی عازم «زیارت» میشود، تا برای سلامت مادر خود دعا کند. اما آن زیارت، به سفری برای مطالعه و پژوهش، بدل میشود که هدف آن، هم جستجوی دارو، و هم تحصیل حکمت و معرفت است. پس از اجرا، اپرا با انتقاد و گفتگوهای مردم روبرو شد؛ حتی کسانی که نمایش برای آنان تنظیم شده بود نیز، ناخشنود بودند. به دنبال آن گفتگوها، برشت در همان سال، دو اثر دیگر در همین زمینه نگاشتند، هر دو اپرا با اپرای نخستین، تفاوتی اساسی دارند. توجیه گفتن «آری»، در همان حالیکه امکان گفتن «نه» نشان داده میشود، از صورت تجرید بیرون میآید، و نکته ای محسوس میشود. ا. شربیانی


  2. فؤاد فؤاد says:

    نمایشنامه از دو پرده تشکیل شده، که در آن ها، یک ماجرا عیناً تکرار می شود.
    پرده ی اول: قهرمان به سنّت آری می گوید، و خود و احتمالاً مادر خود را به نابودی می کشد.
    پرده ی دوم: قهرمان به سنّت نه می گوید، و خود و مادر خود را نجات می دهد.

    نمایشنامه بی نتیجه گیری به پایان می رسد: تحلیل و نتیجه گیری بر عهده ی مخاطب است.


  3. Azy Azy says:


    آنکه گفت آری و انکه گفت نه یک نمایشنامه است. برشت اول نمایشتامه ی آنکه گفت آری رو با الهام از یک نمایشنامه ی ژاپنی به اسم تانیکو نوشته بود ، این نمایش نامه در ابتدا صرفا یه اپرای آموزشی بود که در برنامه درسی بعضی مدارس قرار گرفت ، اما بعدا به خاطر فضای داستانش و آن پایان سنگین و غم انگیزش با انتقادهای شدیدی روبرو شد و ... نهایتا برشت قسمت دیگه ای در ادامه ی این نمایشنامه با عنوان آنکه گفت نه در سال های بعد از آن نوشت. در مجموع آنکه گفت آری و آنکه گفت نه کتابیه که چیزیو به تصویر میکشه که واقعیت محض است و هم دردناک و هم امیدوار کننده است.

    من ترجمه ی دکتر مصطفی رحیمی رو خوندم، و البته راضی هم بودم. نمی دونم ترجمه ی دیگری هم دارد یا نه! این کتاب رو جدا دوست داشتم، فضایی که در 2 نمایشنامه از تسلیم شدن در مقابل رسوم و تسلیم نشدن در مقابل اونها ترسیم میشه، در عین سادگی، عالیه و قابل لمس


  4. Ali Ali says:


    دو نمایش نامه ی کوتاه و آموزشی آن که گفت آری و آن که گفت نه، در کنار هم، یک واقعه را با دو روایت متفاوت، به دو نتیجه ی مختلف می رساند. آن که به برنامه و نقشه ای که برایش تهیه شده، آری می گوید، به عافیت می رسد، اما اگر همین شخص در همین موقعیت، نه بگوید و اطاعت امر نکند، عاقبتی مصیبت بار در انتظار اوست. در سال های دهه ی چهل، غلامحسین ساعدی نمایش نامه ای نوشته به نام دیکته که هسته ی اصلی اش همین دو نتیجه ی متفاوت از اطاعت و طغیان است؛ عاقبت آن که هرچه دیکته می شود را می پذیرد، و آن که نمی پذیرد تا بی چون و چرا اطاعت کند.


  5. Atena | آتنا Atena | آتنا says:

    نخست باید آداب همرهی دانست
    طریق یاری و راه موافقت آموخت
    بساکس اندازین مردمان آری گو،
    که دل به وسوسه راه دیگری دارند،
    بساکس اند زمردم که در شمارنیند.
    بساکس اند که جایی موافقان رهند،
    که خود نه جای هماهنگی است و همراهی.
    بدین سبب..
    نخست باید آداب همرهی دانست.


  6. Shokufeh شکوفه Kavani کاوانی Shokufeh شکوفه Kavani کاوانی says:

    برتولت برشت از آن آدمهاست که تاثیر عجیبی روئ آدمهائ دیگر میگزارد......تاثیری که هرگز از یاد نمیرود.


  7. Amir Ebrahimi Amir Ebrahimi says:

    عجیب حال گیری کرد این کتاب ازم باید دوباره بخونمش، نمایشنامه به این کوچیکی ولی با قدرتی بزرگ


  8. Rosaux Rosaux says:

    المسرح الملحمي ذلك النتاج البرختي الذي حول المسرح من مجرد حبكة الى سرد منطقي ..جعلنا نحن المشاهدون ملاحظون دقيقيون لمجرى الاحداث.. بل مشاركون فيها من خلال قدرته على ايقاظ الفعل الانساني لنا..واتخاذ القرارات الحاسمة لمجرى الصراع ..تلك الرؤية الثاقبة لما يجري في العالم..ويرغمنا ايضا على أن نكون جزء اساسي في صنع المواجه..والوصول للغاية.. تلك النقطة الحاسمة في التغير..ففيه يقف المشاهد خارجا لكي يعلل ويدرس تفاعل الحدث ..بأعتبار أن الكائن الانساني ليس حالة جامده بل هو موضوع للبحث والاستقصاء..وقابل للتغير والتعديل في الموقف الحياتي..وبغض النظر عن للخاتمة .. فهي مواكبة واعية لمجرى ما يحدث ..ولانها مشاهد قائمة بحد ذاتها وليس متصلة بفعل درامي متسلل..فالمنحيات هي القاسم المشترك في الاعمال..والثبات على ضرورة المعالجة باعتبار أن الانسان قائد فعلي لها..والخلاصة البرشتية تقول أن المعضلات الاجتماعية هي التي تصنع الفكر من خلال العقل لا الشعور..فيقول عن ذلك الزمن :
    أي زمن هذا
    الذي يكاد يُعد فيه الحديث عن الأشجار جريمة
    لأنه يتضمن الصمت على العديد من الفظائع؟
    بهذه الكلمات لخص برتولت بريشت مأساة جيله، وتراجيديا الشعر في زمن النكبات الانسانية بمعالجة مسرحية نالت الشهرة بالاستحسان والنقد

    وكان بريخت يردد على الدوام المقولة التالية:”لا شئ اهم من تعلم التفكير بشكل خام. فالتفكير الخام هو تفكير الرجال العظام”. ان مسرح بريخت يهدف الى دفع المشاهد للتفكير
    ,والنص المسرحي .*الذي يقول نعم أو (القائل نعم) (Der Jasager) نص تعليمي كتبه بريخت للمسرح بين العامين 1929-1930 ونشر العام 1930، وقد اعتمد فيه على مسرحية النو اليابانية (تانيكو – Taniko) ، وهو عمل أوبرالي كتبه بريخت للتلاميذ في المدارس الثانوية الألمانية. وحينما عرض النص على خشبة المسرح ، رفض الكثير من التلاميذ فكرته الأساس، واتهموه بالرجعية ومحاولة قتل الانسان باسم الحفاظ على التقاليد الاجتماعية.
    لذا هو تراجع في معالجة الخاتمة الانسانية للصبي ..فتغير من الاستسلام الايجابي الى مواصلة الحياة بفعل الارادة الفردية والجماعية.

    * وفي النص المسرحي الذي يقول لا أو ( القائل لا) ( Der Neinsager) اوبرا مدرسية تعليمية أيضا كتبها بريخت في العام 1930، ونشرها في العام 1931، بعد عروض (القائل نعم)، وهي مراجعة عبقرية للنص الأول، وإستجابة أصيلة من مبدع فذ لنبض الناس واستشراف للروح الجديدة للعصر، وتطبيق متماسك للجدل الفلسفي الذي كان يقود فكره ووعيه الظاهر والباطن. بعد ذلك ظل النصان متلازمين في العروض وفي النشر الأدبي.
    ولعل التفاوت الفكري بين مسرحية القاتل نعم ولا.. يبرز بشكل واضح في مشاهداتنا لطبيعية العمل المسرحي الملحمي لبرشت..ففي الاولى استسلام منطقي للقدر..باعتبار أن هناك غايات انبل اخرى يحققها الغير..وأن الحياة مستمرة وستستمربدون ذلك الصبي الذي اصبح سلما لنجاة والدته والاخرين..
    ودعوته في القائل نعم أن يقتلوه ويخلصوه من الموت البطيئ فيها مبررات انسانية عدة..بينما في المسرحية الثانية هناك اصرار على أن يستمر الانسان بالتعاون مع المجموع في الوصول للغايات ..مهما كبرت أو عظمت التحديات..
    القائل نعم والقائل لا) في بنيته الحالية، نص تعليمي يعتمد على مقولة بسيطة ولكنها مهمة وأساسية هي : على المرء أن يفكر بطريقة مغايرة تبعا لكل حال يستجد. لكن هذه المقولة رغم بساطتها تحمل في طياتها الكثير من الصراع والجدل، فما بين ( نعم) و(لا) برزخ بين عالمين.
    لذا كانت المعالجة الواعية لبرشت للمسرحيتين فيها تغريب واضح ..لمعنين مختلفين وهدفين غيرمتناقضين..
    واجمل ما لخص فيه ذاته ..والمجتمع ..في هذه الرحلة المريرة حين قال:
    “أنتم يا من ستعقبون الطوفان
    الذي غمرنا
    حينما تتحدثون عن إخفاقاتنا
    تذكروا كذلك
    الزمن الحالك
    الذي أفلتم منه.
    فقد مضينا نبدل بلدا ببلد أكثر مما نبدل حذاء بحذاء.”
    هناك مساحة متاحة توفرها لنا نصوص برشت المسرحية في أن تختار بين افضل الاشياء.


  9. Messiah Messiah says:


    افتر بَعل خوندن دوباره اش شاید لازم شه

    دقت کنیم گفتمان مانعی در درک و فهم معنا نگردد هیچ گاه

    به یاد بخشی از کوایداناوفتادم


    در این مکان گند زده
    در این برهه منگ آلود
    من قدری سکوت
    می خواهم که
    در آن هیچ نگاهی بر متن من سنگینی نکند

    شاید تنها قطره اشکی بر چشم چپ ام
    کافی ست تا طناب پوسیده هر دوستی را
    به قعر یک چاه کثیف

    رها کن مرا



  10. Mercedé Khodadadi Mercedé Khodadadi says:

    This was the first play I read in my lie, I was 8! Those days I couldn't understand what drama is and why plays are like that. It took time over the years that due to the influence of my dear professor Dr Behzad Ghaderi that I realised the importance of drama. Nowadays I look at plays not as books to read or theatres to watch for fun, but something to deeply read, analise and understand.


Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *


Der Jasager und der Neinsager در بخش اول نمایشنامه شاگرد با رجوع به قوانین کهن، با رضایت کامل قبول می‌کند که آموزگار و همراهانش او را رها کنند و به سفر خود ادامه دهند همسفران نیز پیرو سنت‌های پیشین او را رها کرده و برای یافتن دارو به راه خود ادامه می‌دهنددر بخش دوم نمایشنامه اما داستان متفاوت است شاگرد در میانه‌های راه به همراهان اعلام می‌کند که قادر به ادامه راه نیست همراهان به او اعلام می‌کنند که باید به سنت‌ها رجوع کرد و طبق قوانین کهن باید تیم به راهش ادامه دهد و او را رها کند شاگرد به همراهان اعتراض می‌کند و به قوانین کهن نه می‌گوید و از این رو به مقابله با سنت‌های پیشین و قوانین کهن بر می‌آید

  • Paperback
  • 86 pages
  • Der Jasager und der Neinsager
  • Bertolt Brecht
  • Persian
  • 06 January 2019

About the Author: Bertolt Brecht

Bertolt Brecht (born Eugen Berthold Friedrich Brecht) was a German poet, playwright, and theatre director A seminal theatre practitioner of the twentieth century, Brecht made equally significant contributions to dramaturgy and theatrical production, the latter particularly through the seismic impact of the tours undertaken by the Berliner Ensemble—the post war theatre company operated by Brecht a